یک اسکنر تاریک نگر

متن مرتبط با «ارتعاش» در سایت یک اسکنر تاریک نگر نوشته شده است

ارتعاش

  • نیلوبلاگ

    ارتعاشفکر می کنی در شهر خاکستریِ دود گرفتهی پر ارتعاش کسی مانده که آبشار موهایش را روی سینه ات بکشی؟ آیا رضایت دارد که از لنگه ی پا آویزان شوی؟ بخوابی و بیدار شدن آبی بیاورد بالای سرت؟ سبزی زیر پا. کجا هستی؟ لبخند و چشمان و حالت بینی و محوی باقی اندام. خوابی؟ به آغوش کشیده شده ای در میان دستانم و رهاست بدنت آویزان دستان و پاها. آویزان دستانم و پاهایم. با درختان صحبت کرده ام. با آب های برکه آمیخته ام. نمی دانند. حتی منتظر هم نیستند. حیات چه مزه ای دارد؟برگ درخت مزه ی حیات می دهد و آب چش...

    ادامه مطلب